اقتصاد دوم-  محمدرضا ایازی پژوهشگر علوم سیاسی در مقطع دکتری/ این روزها با نزدیک شدن به انتخابات بار دیگر شاهد حضور پررنگ افرادی در محافل عمومی هستیم که گویی فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی آنان فقط در آستانه انتخابات معنا پیدا می‌کند.

به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛ این افراد یک روز با عنوان کمک به زندانیان ظاهر می‌شوند و روزی دیگر در جمع خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران حضور می‌یابند. گاهی از معلمان تجلیل می‌کنند و گاهی با دسته‌گل به سراغ پلیس می‌روند. یک روز در صف نخست دسته‌های عزاداری محرم بدون کفش حرکت می‌کنند و روز دیگر دوربین‌ها را برای عیادت از بیماران با خود به بیمارستان می‌برند. گاه نیز در جمع موسیقی‌دانان و اهل هنر حاضر می‌شوند تا هیچ صحنه‌ای را برای دیده شدن از دست ندهند.

پرسش مردم روشن است. چرا همین افراد در سال‌های گذشته چنین حضوری نداشتند. چرا کمک به محرومان و تکریم خانواده شهدا و احترام به معلمان و نیروهای خدمتگزار فقط در ماه‌های منتهی به انتخابات اهمیت پیدا می‌کند. اگر این اقدامات از سر اخلاص است چرا استمرار ندارد. اگر هدف خدمت به مردم است چرا دوربین و تبلیغات باید پیش از خود خدمت در صحنه حاضر باشد.

خانواده‌های شهدا و ایثارگران ابزار تبلیغات انتخاباتی نیستند. نام شهید سرمایه شخصی هیچ نامزد یا جریان سیاسی نیست، حضور نمایشی در کنار پدران و مادران شهدا نه تنها نشانه وفاداری به آرمان‌های شهدا محسوب نمی‌شود بلکه در صورت برخورد تبلیغاتی می‌تواند نوعی بهره‌برداری از احساسات پاک جامعه باشد. کسی که به شهدا باور دارد باید در رفتار اداری و اقتصادی و اجتماعی خود امانت‌دار خون آنان باشد.

نگرانی جدی دیگر مسئله پول‌های کثیف و منابع مالی نامشخص در انتخابات است. هزینه‌های سنگین تبلیغاتی و برگزاری مراسم و توزیع هدایا و ایجاد شبکه‌های حمایتی این پرسش را ایجاد می‌کند که منابع این پول‌ها از کجا تأمین می‌شود. آیا این هزینه‌ها از درآمد شفاف و قانونی پرداخت می‌شوند یا پای صاحبان منافع و رانت‌ها و بده‌بستان‌های بعدی در میان است. آیا برخی شرکت‌های خصولتی و شبکه‌های ذی‌نفع نیز در این میان نقش‌آفرین هستند.

پولی که با هدف خرید نفوذ و رأی وارد انتخابات شود کمک انتخاباتی نیست. این پول پیش‌پرداخت تصاحب منافع عمومی است. کسی که با سرمایه‌های مشکوک وارد رقابت می‌شود پس از پیروزی نیز ناچار خواهد بود مطالبات تأمین‌کنندگان آن سرمایه را بر منافع مردم مقدم بداند. نتیجه چنین فرایندی چیزی جز گسترش فساد و تضعیف اعتماد عمومی نخواهد بود.

نهادهای نظارتی و قضایی در برابر سوابق نامزدها مسئولیتی سنگین دارند. هرگونه ادعا درباره محکومیت قضایی یا تخلف اداری باید دقیق و عادلانه و بر اساس اسناد معتبر بررسی شود. نه می‌توان افراد را بدون مدرک متهم کرد و نه می‌توان نسبت به تخلفات اثبات‌شده و سوابق مؤثر قانونی بی‌تفاوت ماند. مصلحت‌اندیشی نباید جای قانون را بگیرد. کسانی که به سبب سوءاستفاده از موقعیت شغلی مرتکب خیانت در امانت و ارتشا و دیگر تخلفات شده‌اند چگونه دوباره به خود اجازه می‌دهند در معرض انتخاب مردم قرار گیرند.

مردم حق دارند درباره سوابق اجرایی و منابع مالی و حامیان انتخاباتی و برنامه‌های واقعی نامزدها اطلاعات شفاف داشته باشند. انتخابات سالم با نمایش‌های مناسبتی و تصاویر تبلیغاتی ساخته نمی‌شود. انتخابات سالم به شفافیت و پاسخ‌گویی و اجرای بدون تبعیض قانون نیاز دارد.

نامزد شایسته کسی نیست که تنها در آستانه انتخابات به یاد محرومان و شهدا و معلمان نیروهای مسلح و بیماران می‌افتد؛ نامزد شایسته کسی است که پیش از انتخابات و پس از آن یک رفتار داشته باشد. کسی که خدمت را برای دوربین انجام ندهد و رأی مردم را با پول و وعده و احساسات معامله نکند.

برنده شدن در انتخابات به هر قیمت پیروزی نیست، اگر مسیر رسیدن به قدرت با فریب افکار عمومی و استفاده ابزاری از خانواده شهدا و هزینه‌کرد پول‌های مشکوک و بازی با احساسات جامعه همراه باشد نتیجه آن چیزی جز شکست اخلاق و قانون نخواهد بود.

مردم حافظه دارند. جامعه تفاوت میان خدمت صادقانه و نمایش انتخاباتی را می‌فهمد. کسانی که امروز برای چند رأی از هر نام و مناسبت و سرمایه معنوی استفاده می‌کنند باید بدانند که دیر یا زود در برابر افکار عمومی و قانون و وجدان خود پاسخ‌گو خواهند بود.

انتخابات نباید میدان رقابت ثروت‌های مشکوک و چهره‌سازی‌های مصنوعی باشد، انتخابات باید عرصه انتخاب افراد پاکدست و شایسته و پاسخ‌گو باشد. قدرتی که با پول کثیف و سوءاستفاده از احساسات مردم به دست آید نه افتخار است و نه خدمت. چنین قدرتی بدهی سنگینی است که هزینه آن را در نهایت مردم پرداخت خواهند کرد.

البته این روند در شهرستان‌های کوچک و مناطق محروم بیشتر به چشم می‌آید. جایی که برخی با بهره‌گیری از ساده‌باوری مردم و کمبود نظارت تلاش می‌کنند راه خود را به قدرت باز کنند.

اما در کلان‌شهرها نیز دکان‌داران انتخابات و دلالان رأی از شیوه‌های پیچیده‌تر و مدرن‌تری بهره می‌گیرند و با ابزارهای تازه‌تری به فریب افکار عمومی می‌پردازند.

مردم حق دارند انتظار داشته باشند نهادهای مسئول بیش از گذشته این افراد فاقد صلاحیت را زیر نظر بگیرند و اجازه ندهند کسانی که با نمایش و فریب و پشتوانه‌های آلوده به میدان آمده‌اند سرنوشت مردم را به بازی بگیرند.

هر جا از این جنس افراد دیدید باید دانست که دلسوز مردم نیستند. اینان نه اهل خدمت‌اند و نه دغدغه‌مند درد جامعه. این‌ها همان شارلاتان‌های سیاسی و دکان‌داران انتخاباتی‌اند که گندم‌نمای جوفروش‌اند. با ظاهری مردمی و زبانی آراسته وارد میدان می‌شوند اما در پس این نمایش چیزی جز فریب افکار عمومی و سوداگری با رأی مردم پنهان نیست. این جماعت اگر از سادگی مردم به قدرت برسند نه باری از دوش جامعه برمی‌دارند و نه گرهی از مشکلات کشور باز می‌کنند بلکه تنها سفره خود و اطرافیانشان را رنگین‌تر خواهند کرد.