اقتصاد دوم ـ گاهی باید به گذشته بازگشت؛ نه برای آنکه در گذشته بمانیم، بلکه برای آنکه بفهمیم چه داشتیم، چه شد و از کدام مسیر می‌توان دوباره به آینده رسید.

یادداشتی از: محمدرضا ایازی، پژوهشگرعلوم سیاسی در مقطع دکتری

به گزارش اقتصاد دوم؛ سخن از شهرستان اهر با محوریت قارداغ و شهر اهر است؛ شهری با پیشینه‌ای بلند در تاریخ و فرهنگ قارداغ؛ شهری که روزگاری نه‌چندان دور، جایگاه آن تنها به مرزهای جغرافیایی امروز محدود نبود و بسیاری از مناطق پیرامونی، از ورزقان و کلیبر و خداآفرین گرفته تا هریس، هوراند و خواجه، با اهر پیوندهای عمیق فرهنگی، اجتماعی و اداری داشتند.

در آن روزگار، اهر را بسیاری مرکز فرهنگی و فکری منطقه می‌دانستند. نام این شهر با مدرسه، معلم، طبیب، استاد، اهل فرهنگ و انسان‌های دانش‌آموخته گره خورده بود. خانواده‌هایی بودند که فرزندانشان را با هزار امید به مدرسه می‌فرستادند و باور داشتند که راه پیشرفت از کتاب و دانش می‌گذرد.

امروز اما پرسشی جدی پیش روی ماست:

چه شده است که متناسب با پیشینه تاریخی و ظرفیت انسانی اهر و برخی شهرستان‌های قارداغ، آن‌گونه که انتظار می‌رود، شاهد ظهور و پرورش نخبگان علمی نیستیم؟

البته این پرسش را نباید با سرزنش جوانان امروز آغاز کرد.

نسل امروز با واقعیت‌های اقتصادی متفاوتی روبه‌روست. جوانی که باید برای آینده خود تصمیم بگیرد، ناگزیر است به اشتغال، درآمد، مسکن، ازدواج و امنیت اقتصادی نیز بیندیشد. وقتی یک جوان تحصیل‌کرده سال‌ها درس می‌خواند و در نهایت ممکن است با دشواری فراوان به موقعیتی علمی و دانشگاهی برسد، اما در همان منطقه فرصت‌های شغلی دیگری با درآمد و مزایای به‌مراتب بیشتر وجود داشته باشد، طبیعی است که معادلات انتخاب شغل و حتی انتخاب مسیر زندگی تغییر کند.

این موضوع را نمی‌توان صرفاً با توصیه اخلاقی به جوانان حل کرد.

وقتی سفره، مسیر آینده را تعیین می‌کند

در سال‌های اخیر، توسعه فعالیت‌های معدنی در منطقه، به‌ویژه ظرفیت‌های اقتصادی مرتبط با مس سونگون، فرصت‌هایی برای اشتغال و درآمد ایجاد کرده است. این ظرفیت‌ها برای منطقه ارزشمندند و نمی‌توان و نباید اصل توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال را نادیده گرفت.

اما در کنار اقتصاد، باید درباره سرمایه انسانی نیز سخن گفت.

اگر جوان منطقه احساس کند که مسیر دانش، پژوهش و تخصص، از نظر اقتصادی و اجتماعی آینده مطمئنی برای او ایجاد نمی‌کند، طبیعی است که بخشی از استعدادها به سمت مسیرهایی بروند که بازده اقتصادی سریع‌تری دارند.

این انتخاب لزوماً اشتباه نیست؛ مسئله، ساختار انگیزه‌هاست.

وقتی جامعه‌ای برای نیروی متخصص، پژوهشگر، معلم، پزشک، مهندس و استاد دانشگاه ارزش علمی قائل است، اما از نظر اقتصادی نمی‌تواند متناسب با این ارزش‌گذاری، شرایط مناسبی فراهم کند، نباید از جوان انتظار داشت که تنها با تکیه بر علاقه، مسیر دشوار علم را انتخاب کند.

اینجاست که اقتصاد و دانش به یکدیگر می‌رسند.

دانش بدون پشتوانه اقتصادی، دشوار نفس می‌کشد و اقتصاد بدون دانش، در بلندمدت از حرکت بازمی‌ماند.

این دو رقیب یکدیگر نیستند؛ مکمل یکدیگرند.

اهر و خاطره یک قرن معلمی و طبابت

وقتی از اهر سخن می‌گوییم، نباید تنها به آمار امروز نگاه کنیم.

باید یاد کنیم از معلمانی که شاید نام بسیاری از آنان امروز در کتاب‌ها نیامده باشد، اما نسل‌های متعددی از مردم قارداغ الفبای زندگی را از آنان آموختند؛ از طبیبانی که در روزگاری با امکانات محدود، اما با مسئولیت‌پذیری و اعتماد عمومی، درد مردم را درمان می‌کردند؛ و از استادان و فرهنگیانی که علم را نه یک شغل، بلکه رسالت خود می‌دانستند.

چه بسیار پزشکان، معلمان، استادان، مهندسان، ادیبان و فرهیختگانی که از همین خاک برخاستند و بعدها در شهرهای مختلف ایران منشأ اثر شدند.

نام آنان شاید در میان نسل جدید کمتر شنیده شود، اما تاریخ اهر و قارداغ بدون نام آنان کامل نیست.

مشاهیر قارداغ نیز تنها نام‌هایی در صفحات تاریخ نیستند؛ آنان بخشی از هویت این سرزمین‌اند. هرگاه از بزرگان فرهنگ، ادب، علم، سیاست و اجتماع این دیار سخن می‌گوییم، در حقیقت از ریشه‌هایی سخن می‌گوییم که نسل‌های امروز بر روی آن ایستاده‌اند.

ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، مدیون بزرگان این شهر و این منطقه بوده و هستیم.

ورزقان و اهر؛ اقتصاد در کنار دانش

ورزقان امروز ظرفیت‌های اقتصادی بزرگی دارد. معدن و صنایع وابسته می‌توانند موتور توسعه منطقه باشند. اما توسعه واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که ثروت حاصل از منابع طبیعی، به سرمایه انسانی پایدار تبدیل شود.

اگر معدن بتواند شغل ایجاد کند، دانشگاه باید دانش ایجاد کند؛ اگر صنعت بتواند درآمد ایجاد کند، مدرسه باید آینده بسازد؛ و اگر منابع طبیعی سرمایه امروز باشند، نخبگان سرمایه فردای منطقه‌اند.

نباید میان این دو یکی را انتخاب کرد.

اتفاقاً منطقه‌ای مانند قارداغ می‌تواند نشان دهد که چگونه می‌توان میان اقتصاد، آموزش و نخبگی پیوند برقرار کرد.

دانشگاه‌ها می‌توانند مسائل واقعی معادن و صنایع منطقه را موضوع پژوهش قرار دهند. دانش‌آموزان مستعد باید شناسایی و حمایت شوند. شرکت‌های بزرگ منطقه نیز می‌توانند بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را به پرورش استعدادهای بومی اختصاص دهند. بورسیه‌های تحصیلی، حمایت از پژوهش‌های کاربردی، تجهیز مدارس، ایجاد مراکز نوآوری و حمایت از دانشجویان مستعد می‌تواند بخشی از این مسیر باشد.

در این صورت، معدن فقط سنگ استخراج نمی‌کند؛ استعداد هم استخراج می‌کند.

استعدادی که اگر امروز شناخته و پرورش داده شود، فردا می‌تواند برای همان معدن، همان صنعت و همان منطقه ارزش‌آفرینی کند.

شهرستان اهر نباید فقط به گذشته خود افتخار کند

اهری که زمانی در میان مناطق پیرامونی خود به جایگاه فرهنگی و علمی شناخته می‌شد، نباید تنها به گذشته پرافتخار خود تکیه کند.

افتخار به گذشته زمانی ارزشمند است که به مسئولیت امروز تبدیل شود.

اگر در گذشته یک معلم می‌توانست با حقوق محدود و امکانات اندک، نسلی را به سوی دانشگاه و دانش هدایت کند، امروز ما با امکانات بسیار بیشتر باید بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که جوان مستعد اهر، ورزقان، کلیبر، هوراند، خداآفرین و دیگر مناطق قارداغ، دانش را انتخاب کند و مجبور نباشد میان آینده علمی و آینده اقتصادی یکی را برگزیند.

مسئله، معدن نیست؛ مسئله، اشتغال نیست؛ مسئله، درآمد بیشتر هم نیست.

مسئله این است که اقتصاد و دانش باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند، نه در برابر یکدیگر.

جوان قارداغی باید بتواند هم دانشمند باشد و هم زندگی شایسته‌ای داشته باشد؛ هم استاد دانشگاه باشد و هم دغدغه معیشت فردای خود را نداشته باشد؛ هم پژوهشگر باشد و هم احساس نکند که انتخاب علم، او را از زندگی اقتصادی مناسب محروم خواهد کرد.

دوباره باید چراغ را روشن کرد

شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار همه برنامه‌های توسعه اقتصادی، یک پرسش جدی نیز مطرح کنیم:

برای پرورش نسل جدید نخبگان قارداغ چه کرده‌ایم و چه باید بکنیم؟

این پرسش متوجه شخص یا دستگاه خاصی نیست؛ پرسشی عمومی درباره آینده یک منطقه تاریخی است.

اهر و قارداغ هنوز استعداد دارند.

هنوز در همین مدارس، فرزندان باهوشی نشسته‌اند که می‌توانند پزشک حاذق، استاد، پژوهشگر، مهندس، خلبان چیره‌دست، نویسنده و مدیران توانمند آینده شوند.

اما استعداد، اگر دیده نشود، ممکن است خاموش بماند.

باید دوباره به مدرسه نگاه کنیم؛ به معلم احترام بیشتری بگذاریم؛ دانشگاه را به مسائل واقعی منطقه نزدیک کنیم؛ از دانش‌آموزان مستعد حمایت کنیم و در کنار توسعه اقتصادی، توسعه انسانی را نیز جدی بگیریم.

قارداغ روزگاری از دل محرومیت، انسان‌هایی بزرگ پرورش داد.

پس چرا امروز، با وجود امکانات بیشتر، نباید بتواند چنین کند؟

شاید پاسخ در یک جمله خلاصه شود:

ثروت منطقه باید خرج ساختن آینده منطقه شود؛ و آینده، پیش از هر چیز، با انسان ساخته می‌شود.

به یاد آنان که برای وطن ایستادند

و در این میان، نمی‌توان از تاریخ معاصر اهر و قارداغ سخن گفت و از شهیدان، جانبازان و ایثارگران این دیار یاد نکرد؛ مردان و زنانی که در روزهای دشوار دفاع از وطن، از آسایش و جان و سلامت خویش گذشتند تا ایران و مردم آن در امنیت بمانند.

همچنین باید با احترام و افتخار از ایثارگران بی‌ادعایی یاد کرد که درعین گمنامی، حرمت ایثار را پاس داشته‌اند؛ مردانی که در راه دفاع از میهن، بخشی از سلامت و توان جسمی خود را از دست دادند و سال‌ها رنج و درد آن دوران را صبورانه به دوش کشیدند.

آنان نیز بخشی از تاریخ این سرزمین‌اند؛ همان‌گونه که معلم، طبیب، استاد و فرهیخته این دیار بخشی از هویت آن هستند.

اگر امروز در امنیت و آرامش درباره آینده، دانش، اقتصاد و توسعه سخن می‌گوییم، نباید فراموش کنیم که این آرامش، حاصل فداکاری انسان‌هایی نیز بوده است که در سخت‌ترین روزها در دفاع از وطن ایستادند.

نام شهیدان قارداغ جاودانه و عزت ایثارگران و جانبازان این دیار پایدار باد.

یاد معلمان، طبیبان، استادان، فرهنگیان و همه فرهیختگانی که طی بیش از یک قرن گذشته چراغ دانش را در این دیار روشن نگه داشتند، گرامی باد و یاد شهدایی که از این خطه برای دفاع از وطن آسمانی شده‌اند، جاودانه باد.

اگر امروز از جایگاه تاریخی قارداغ سخن می‌گوییم، به این دلیل است که هنوز به این سرزمین و آینده فرزندانش باور داریم.

شهرستان اهر که روزگاری چراغ دانش منطقه بود، می‌تواند دوباره چراغ‌دار دانش منطقه شود؛ به شرط آنکه اقتصاد را در کنار دانش ببینیم، نه در برابر آن.