و چه پرمعنا بود که در واپسین وداع، این پیوند تاریخی بار دیگر خود را نشان داد؛ آنجا که نماز میت بر پیکر امام شهید را مرجع عالیقدر جهان تشیع، آیتالله جعفر سبحانی، فرزند دانشپرور تبریز، اقامه کرد. گویی آذربایجان، فرزند بزرگ خود را با دستان یکی دیگر از فرزندان نامدارش بدرقه میکرد.
تبریز، شهر مجاهدت و فقاهت، شهری که قرنها پرچمدار علم، غیرت و آزادگی بوده است، در آن لحظه تاریخی بار دیگر در متن حوادث ایستاد؛ نه با شمشیر، که با دعا؛ نه با فریاد، که با تکبیر.
این همزمانی، برای بسیاری تنها یک اتفاق نبود؛ نمادی از پیوند ناگسستنی آذربایجان با ایران و انقلاب بود. همان آذربایجانی که امام خامنهای همواره آن را «سرِ ایران» مینامیدند و به مردم غیور، مومن و وفادارش عشق میورزیدند.
امروز، اشکهای مردم تبریز و آذربایجان، تنها اشک فراق یک رهبر نبود؛ اشک وداع با فرزندی بود که نام و یاد زادگاهش را با افتخار در بلندترین تریبونها زنده نگه داشت و تا واپسین روزهای عمر، مهر آذربایجان را در دل داشت.
تاریخ، این صحنه را به خاطر خواهد سپرد؛ روزی که «سرِ ایران»، آخرین نماز را بر پیکر فرزند خویش اقامه کرد؛ وداعی که در حافظه ملت ایران، بهویژه مردم آذربایجان و تبریز، برای همیشه ماندگار خواهد ماند.







